تبليغاتX
GROUP ZERO !

از دانشمندان پزشكي در صحن مجلس تقدير شد ولي حداد عادل براي آنان سنگ تمام گذاشت.

حداد: حالا همه به افتخارشون ... آ... كف ...
لنكراني: آقاي دكتر ... ديگه از اين بيشتر شرمنده‌مون نكنين.


البته امروز مجلس كلا روز پركاري را گذراند.

ـ يه بار ديگه اگه بوي پياز داغ توي مجلس بلند بشه، مسئولش شماييد ها!


ناطق سپس افزود: خب حالا كه هيشكي براش مهم نيست من چي مي‌خوام بگم، اجازه بديد يه SMS توپ براتون بخونم: يه روز يه ...


كنفرانس مطبوعاتي وزيران امور خارجه هند و ايران برگزار شد.

متكي: تحت تأثير تهديدهاي آمريكا قرار نگرفتن فقط اينقدر [...](1) مي‌خواد كه دوستان هندي قول داده‌اند فراهم كنند.


قرارداد اجراي پروژه LNG امروز بين طرف ايراني و كره‌اي امضا شد.

انواع خنده: لبخند، نيشخند، ريشخند.


از جديدترين فيلم مسعود ده‌نمكي در جشنواره فجر استقبال شد.

ـ اصولا يه چند وقتيه به اين نتيجه رسيدم كتاب خوندن و قهوه خوردن و فيلم ساختن بهتر از شلمچه نوشتن و فشار دادنه... .


تا سردبير «بازتاب» نيامده و به خاطر انتشار تصاوير منافي عفت من را توبيخ نكرده، اين دو شهروند پمپئي ايتاليا را كه در حالات خاصي فسيل شده‌اند، ببينيد.

مرد: عزيزم ... يه بار دير اومدم خونه ... شيش هزار ساله تو اين حالت نگهم داشتي ... ميشه بسه؟

پسر یزدی

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 8:57 توسط یکی از جی زی ها |

 

 

یک شبنم، این است آن منی که ازسالهای دراز از نخستین روزی که به خویش چشم گشودم،بر دوش کشیده ام.

و از گرماها و سرماها و شکست ها و پیروزی ها و حضرها و شادی هاغم ها گذشتم و گذراندم و آوردم.

بعد از ان همه سالها اینک تنهای تنها و اکنون کارم سفر است و تنهاترین مسافرم.

در زیر کوله باری سنگین از این تنهایی و سفر،پشتم خم گردیده و استخوان های قلبم به درد آمده است.

و می روم و راه طولانی لحظه ها در پیش رویم تا افق کشیده شده است واز هر منزلی تا منزل دوردست دیگر لحظه ای است.

و این چنین من باید صدهزار،میلیون ها لحظه را طی کنم تا برسم به یک روز یا یک شب،روزی از روزها، شبی از شب ها، خواهم افتاد و خواهم مرد، امامی خواهم هر چه بیشتر بروم تا هر چه دورتر بیفتم .

تا هر چه دورتر بیفتم .

هر چه دیرتر و دورتر بمیرم.

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه پیش از آنکه می توانسته ام بروم،بمانم،افتاده و جان داده باشم. دوست دارم به یاری این سفر از این منزل ازاین لحظه ها و از این خاطرات

هر چه دورتر و دیرتر بروم و بمیرم،همین...

 

                                (( دکتر علی شریعتی))

مسیر حیات
 

                     

+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 20:12 توسط یکی از جی زی ها |


  معمای آلبرت انیشتین
 
 
طراح این معما آلبرت انیشتین بوده و به گفتهً خودش فقط  %2 از مردم دنیا می توانند این معما را حل کنند . هیچگونه کلک و حقه ای در این معما وجود ندارد و فقط منطق محض می تواند شما را به جواب برساند
موفق باشید


1) در خیابانی 5 خانه در 5 رنگ متفاوت وجود دارد
2) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند
3) این 5 صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند ، سیگار متفاوت می کشند! ، و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند

سوال : کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟؟؟

راهنمایی

۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد.
۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.
۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.
۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.
۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.
۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آبجو می نوشد.
۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.
۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد
آلبرت انیشتین این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت ، آیا شما می توانید جواب آنرا بدست آورید؟؟؟؟

موفق باشید

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 10:7 توسط |

    

 این هم هفت سین

 

                               

                                                    پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود : 

جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي

به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز

بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند

     محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :  

 جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.

 

 

                                            سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند.  در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.  

در برخي از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود) سخن رفته و آن را رسمي کهن تر دانسته اند.  در ريشه يابي واژهً هفت سين نظرهاي ديگري چون هفت چين ( هفت رويـيدني از کشتزار چيده شده ) و هفت سيني از فراورده هاي کشاورزي نيز بيان شده است.  پراکندگي نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخي و ادبي کهن اشاره اي به هفت سين نشده و از دورهً قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم هاي عاميانهً مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمي دانيم که آيا پيش از قاآني هم شاعري هفت سين را در شعر خود آورده است؟

       سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز             گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام را

ميرزاده عشقي نيز در " نوروزي نامه " در اسلامبول در مسمطي براي آگاهي مردم آن ديار سروده : 

                                   همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کي

                      بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ري

                   بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وی

 

باورهای عاميانه
رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است :   کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود. موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد. روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است.  هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند. هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد.   کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد. کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.روز نوروز بايد يک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.روز سيزده کار کردن نحس است.

          

این هم خوراکی های عید نوروز

 

     

  در قسمت بعدی حتما در مورد خانه تکانی ، عیدی،.... مینویسم

                      سعی کردم مطالبم جدید باشه

                                         والسلام            

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 1:42 توسط |

 

I can feel Iran from sea of oman To its golden borders of  Azarbaijan from its thirsty deserts to the last tree of its persepolis to the door knockers one old homes from its largest domes  to its humble placesof worship and I have drowned myself in it . I have listened to the tiles and carpets of this numeral of color found in and loneliness and have understood them . know the alley ways found in this  habitat and have kissed their sorrow. Iran is the sweetest word and ancient and with a history that dates to more than 9000 years. This is the land chosen by the medes for residence. Later it witnessed great governments which ruled the vastness of its continent sky which attracts every viewer. 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 23:43 توسط |

گفت وگو با خدا

در روياهايم ديدم كه با خدا گفت و گو ميكنم.

خدا پرسيد:پس تو ميخواهي با من گفت و گو كني؟

من در پاسخش گفتم :اگر وقت داريد . خدا خنديد :وقت من بي نهايت است....

در ذهنت چيست كه ميخواهي از من بپرسي؟

پرسيدم:چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟

خدا پاسخ داد:كودكيشان.اينكه انها از كو دكيشان خسته ميشوند .عجله دارند كه بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدتها ارزو ميكنند كه كودك باشند....اينكه انها سلامتي خود را از دست ميدهند تا پول به دست اورند. و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست اورند.اينكه با اضطراب به اينده مينگرند و حال را فراموش مي كنند.و بنابر اين نه در حال زندگي ميكنند ونه در اينده.اينكه انها به گونه اي زندگي ميكنند كه گويي هرگز نمي ميرند و به گو نه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند.

دست ها ي خدا دستانم را گرفت براي مدتي  سكوت كرديم و من دوباره پرسيدم (به عنوان يك پدر)مي خواهي كدام درسهاي زندگي را  فرزندانت بيا موزند ؟ او گفت :بيا موزند كه انها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشند همه كاري كه انها ميتوانند بكنند اين است كه اجازه دهند كه خودشان دوست داشته باشند .بياموزند كه درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند . بياموزند كه فقط چند ثانيه طول ميكشد تا زخمهاي عميقي در قلب انان كه دوستشان دارند ايجاد كنند.اما سالها طول مي كشد تا ان زخمها را التيام ببخشند.بياموزند ثروتمندكسي نيست كه بيشترين ها را داردبلكه كسي است كه به كمترينها نياز دارد .

بياموزند كه دو نفر مي توانند به يك نقطه نگاه كنند و ان را متفاوت ببينند.

من با خضوع گفتم :

از شما به خاطر اين گفتگو متشكرم .(و خدا گفت عربي حرف نزن سپاسگزارم!)

ايا چيز ديگري هست كه دو ست داريد فرزندانتان بدانند؟

خداوند لبخند زد وگفت : فقط اينكه بدانند من اينجا هستم:

هميشه.

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 23:38 توسط |

كوتاه و خواند ني درباره ي سرزمين پارسيمان

-"بر اساس سنگ نبشتهاي كه به دست امده سابقه پزشكي در ايران به 6000تا8000سال پيش ميرسد."

-"اولين جراحي مغز 5000سال پيش در ايران انجام گرفته است. اين جراحي برروي دختري 14 ساله انجام گرفته است."

-"ما در ايران باستان 16 نوع الفبا داشتيم كه يكي از الفباها به نام(وش دبيره9365حرف داشته است كه نت ها ي مو سيقي را ايرانيان از روي همين الفبا اختراع كرده اند و حتي صداي شرشر آب و نغمه ي پرندگان را با اين الفبا نوشته اند."

-"اولين دانشگاه و بيمارستان جهان در جندي شاپور كازرون در زمان داريوش اول پايه گذاري شد و در زمان ساسانيان به اوج شكوه و عظمت خود رسيد."   

-"فن پارچه بافي در ايران سابقه ي 7000ساله دارد."

-قديمي ترين قالي جهان پازريك مربوط به 5000سال پيش است و به دست ايرانيان بافته شده است."

-"شواهد باستان شناسي نشان ميده كه شمال و جنوب شرقي ايران قديمي ترين مركز ذوب فلزات در جهان است."

-"پرفسور گيرشمن باستان شناس معروف ميگويد:قديميترين محل سكونت بشر در دشت سيلك كاشان است."

-"ايرانيان اولين كساني بودند كه كاريز يا قنات را اختراع كردند."

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 0:34 توسط |

 

   تکنولوژی

 

Image hosting by TinyPic

   شهر سازی مدرن

Image hosting by TinyPic

   ساختمان های بلند

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 8:6 توسط |

بچه ها براي جشنواره ي نوروز زمان زيادي نمانده پس يه خورده بجنبيد.

اين متن اوليه درباره ي نوروز است لطفا با دقت بخوانيد .و تا اخرش هم برويد.

 

 كوي يار مي اي نسيم باد نوروزي

                                    از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي

 

ايرانيان قومي اريايي نژاد هستند .اريا يعني "ازاده وبا وفا ونجيب" .اين گروه از اريا يي ها كه به ايران رسيده اند پيش از دسته هاي ديگر به راه افتاده اند.و به تدريج در سرزمين ايران پراكنده وگسترده شده ند.

اداب و رسوم ايرانيان كه از هزاره ها ي دور و با گذشت زمان در اين سرزمين شكل گرفته است و بخشي از فرهنگ كنوني ملت ايران را به وجود اورده است از زمره ي زيباترين رفتار هاي گروهي انسانها در جهان به شمار ميايد.مردمي كه ساليان دراز به پيروي از آيين زرتشت به سبزه و گل وگياه و اباداني و پيشرفت گرايش يافته بودند و به انديشه و گفتار و كردار نيك دلبستگي پيدا كرده بودند زندگي را با زنده دلي و شادكامي در كمال آسايش وارامش مي گذرانند.و براي اينكه از زندگي خود بهره بيشتري بگيرند جشنهايي را به انگيزه هاي گوناگون استوار به باورهاي ارزنده ديني وسازگار با زندگي  طبيعي پش بيني كرده بودند تا بيشتر گرد هم ايند وروزگار را بهتر به شادي وسرور بگذرانند .جشن نوروز از برجسته ترين وبا شكوهترين يادگار هاي ايرانيان است كه سالهاي زيادي را پس سر نهاده است و يكي از جشنهاي بسيار كهن جهان به شمار مي رود.

نوروز جشني به درازي تاريخ تمدن بشري است . اين تاريخ نيست كه نوروز را روايت مي كند بلكه نوروز است كه تاريخ را در دامان خويش پرورانده است . نوروز اين ايراني ترين جشن ايرانيان امده است تا غباركهنگي  و ماندگي به جاي ماند از سرما و زمستان را از چهره ها بزداید و شكوفه ي لبخند را بر لبها و نهال اميد را ر دلها بارور سازد.نوروز چكيده ي ايران است نوروز مقدس وستودني است انچنانه هر ايراني بايد به داشتن ان بر خود ببالد .نوروز شناسنامه و هويت ماست پاسدار ارزشهاي ما وبيانگر تمدن ماست.

خجسته اييني كه هيچ كس و در هيچ زمان نتوانست اندكي از بزرگي ان بکاهد وان را جشن خواهد گرفت.نوروز به تمام معني جاويد است و تا ايران وایراني وجود دارد ان را جشن خواهد گرفت .

پس مي ستاييم نوروز را وارج مي گذاريم خجسته ايين پارسيان پارس را.

 

تا ريخچه ي نوروز

واژه ي جشن يك واژه ي بسيار كهن ايراني است و باری گران از معني ها و سنت ها ي ويژه ي ايراني بر دوش دارد . اين واژه از ريشه ي "يزyaz" به معني نيايش و پرستش است و هم ريشه است با واژه ها ي "يسنyasn"و "يستyast"به معني نيايش يا سرودهاي نيايشي .از انچه گفته امد بر مي ايد كه جشن واژه اي است ديني كه از زمانهاي بسيار كهن در ايران رايج بوده و در اصل عبارت بوده است ازمراسم نيايش و سپاسي كه بيشتر براي پيروزي يا يک واقعه ي اجتماعي يا اسماني كه سودي براي اجتماع داشته است بر پا مي شده و مردم در زماني معين گرد هم مي امدند و خداي را با مراسم خاص مذهبي نيايش مي کردند و به ياد ان واقعه او را سپاس مي گفتند واين نيايش ها همراه با رقصهاي مذهبي و سرود و موسيقي بود. تا كنون سخنان زيادي در باره ي پيدايش  نوروز نوشته شده و مستندات بسياري تا به حال به ما رسيده است كه  شاهنامه ي فردوسي از مهمترين  انهاست. در استانهاي اغاز شاهنامه د ر مورد پادشهي جمشيد و ارتباط تنگاتنگ وي با نوروز سخن بسيار رفته است كه خلاصه ان چنين است :

جمشيد پس از انجام دادن كارهاي بزرگ در دوران پاشاهي خود در اواخر اين دوران با ياري فركياني تختي ميسازد كه ديوان نيرومند ان تخت رابر دوش ميگرفتندو از زمين به اسمان ميبردند. مردم ااز وجود چنين تحتي ممتعجب شده و از گوشه و كنار كشور براي نظاره جمشيد و تختش به پيش او مي امدند و هدايايي راا نثار او ميكردند. اين ا جتماع در روز اورمزد و فروردين ماه صورت گرفت ان روز را نوروز ناميدند و اين جشن از جمشيد براي ما يادگار مانده است.

برخي از دانشمندان ايراني روزگار قديم نوشته اند كه در زمان تهمورث دين ان زمان دچار تزلزل شد و جمشيد دين را تجديد كرد و اين كار بزرگ در روز نوروز بوده و نوروز بنيان نهاده شد .ازاين قبيل حكايات درچندين منبع ازقبيل تاريخ طبري و تاريخ بلعمي و شاهنامه ي فردوسي اثار الباقيه ي ابوريحان مجمع التواريخ و القصص برهان قاطع نوروز نامه ي عمر خيام وچندين منبع ديگر ذكر شده است كه احتمال ساختگي بودن پيدايش نوروز را به كلي از بين مي برد.در همين منابع در مورد اصل اوليه و مبدا نوروز چنين امده است كه اغاز افرينش در روز اورمزد و ماه فروردين بوده است يعني حركت د نيا ازاين روز شروع شده است بعد از پيدايش كيومرث (نخستين انسان ذي شعور) متوجه ي اعتدال ربيعي و نوروز مي شود و آن را درك مي كند.و براي خود محترم ميشمارد و هر سال براي خود جشن مي گيرد ولي چون كبيسه نمي دانست كم كم دچار اشتباه مي شود.البته کيومرث يافته ي خود را درباره ي نوروز را با كسي در ميان نميگذارد.بعدها در دوران پادشاهي جمشيداو بار ديگر نوروز حقیقي را درك ميكند و به همه ميشناساند و براي همين نوروز را به جمشيد نسبت ميدهندولي چون کبيسه نميدانسته نوروزازجاي خود تغيير ميكند و جمشيد هر چند سال يکبار به تصحيح اتفاقي ان ميپردازدو درعجب ميماند كه چرا هر 365روز يكبار نوروز تكرار نميشود و به تصحيح اتفاقي خود ميپردازد.بعد از وي اين تصحيح صورت نميگيردتا دوران فريدون و گشتاسب كه نوروز را درك ميکنند اما بدليل ندانستن كبيسه نوروز جابجا ميشود.يكسال بعد اشورزرتشت به محاسبه ميپردازدو براي اولين بار در تاريخ ايران كبيسه كشف ميشود . و بعدها به دستور داريوش هر چهار سال يكبار يك روز به سال اضافه ميكردند.

در موقع سال تحويل ايراني كره زمين در حالتي قرار ميگيرد كه وضغيت اعتدال بهاري گفته ميشوددر اين روز در ثانيه ي مخصوصي كه رياضيدانان اعلام ميكنند در تمامي بخشهاي كره زمين بطور هم زمان عيد نوروز شروع ميشود .در حاليكه سال نو مسيحي در ساعت 12 شب اخر ماه دوازدهم كه دسامبر ناميده ميشود شروع ميشود و بنابراين در همه جاي دنيا در يك زمان اتفاق نميافتد.

 

سنت چيدن هفت سين

اين سنت چيدن سقره ي نوروزي خود داستان بسيار شيريني دارد. خيلي ها تصور مي کردند و مي كنند که قبل از اسلام هفت شين ناميده ميشده است و نياكان ما شمع و شراب و شيريني و... كه با شين شروع ميشود را بر سر سفره مي گذاردند و بعد تبديل به هفت سين شده ست. در حاليكه درست است كه زردشتيان بر سر سفره شمع و شراب و شيريني واكنون هم مي گذارند ولي اين لغات عربي است و قبل از اسلام به اين نام خوانده نميشده است كه اولش شين باشد مثلا به شراب "مي"مي گفته اندوغيره

چند ساعت مانده به تحويل سال نو خوان نوروزي را مي گسترانند . در ايين هاي باستاني ايران براي هر جشن يا مراسم ديني خواني ميگستراندند.  چيدن خوان نوروزي ترتيب ويژه اي داشت و سعي مي شد اعداد مقدس در ان رعايت شود.خوان نوروزي مربوط به مقدس تربن روز سال بوده و ان را هر چه با شکوه تر بر پا مي كردند و به نشان ها ي خداوند چيزهايي را در سفره مي گذاردند.اما در چيدن خوان نوروزي نه عدد هفت مهم است نه اينكه با سين شروع شود بلكه افريده ها ي خوب خداوندي را بايد بر سر سفره گذاشت .عده اي نيز مي گو يند كه هفت نمادي از شش امشاسپندان(بارزترين صفات خداوند )و اهورامزدا است.و سين نيز از واژه ي چين گرفته شده است .چرا که در زمان كهن هفت چينه در كاخ پادشاه مي سا ختند و در پايين هر چينه يك نوع حبوبات مي كاشتند.روي هم رفته همه بر اين اتفاق نظر دارند كه بايد بر سر خوان نوروزي افريده ها ي پاك خداوند كه سمبل هستند گذاشته مي شوند.

سبزه:نشان سر سبزي و فراواني و بركت است و رنگ سبز ان نيز رنگ ملي و ديني ايرانيان بوده است  

سمنو :نماد خوبي براي زايش گياهي

سنجد:نماد عشق و دلباختگي كه از مقدمات زايندگي است.

سيب سرخ: نماد عشق و باروري و زايش.

سماق و سير و سركه:نماد پاكيزگي محيط زيست است.

كتاب مقدس:نشان احترام به خداوند است.

اينه:نشان آن است كه مانند ايينه پاك وروشن باشيم.

تخم مرغ:نشاني از نطفه و نژاد.

سكه:بودن ان مايه ي بركت خوان مي شود.

ماهي سرخ:مو جب برت و باروري است.

 

 

اميدوارم به اخر راه رسيده باشيد.لطفا نظرها يتان را هم بنويسيد.      

سپاسگذارم

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 3:23 توسط |