ژاپنيها تخت جمشيد را با يخ ساختند
براي نخستين بار در دنيا بخشي از تخت جمشيد به همراه ريتون هخامنشي به وسيله يخ بازسازي و در فستيوال برف و يخ ساپورا ژاپن به نمايش در آمده است.
به نظر شما این کار خوبه بود یا بد؟
وحیده
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 20:31 توسط یکی از جی زی ها
|
اميدوارم سياسي نشه،،، این مطلب از http://www.chn.ir/ کپی شده
اگر ایرانی هستید،و به آن علاقمندید حتما بخوانید وحیده
سازمان ملل هم بادگيرهاي ايراني را عربي خواند
سازمان ملل متحد هم با اعراب همراه شده و بادگيرهاي يزد را نمادي عربي ميداند.
تهران_ ميراث خبر:
صنعت گردشگري_ ناميدن بادگيرهاي يزد به عنوان ميراث عربي به جوايز بينالمللي هم كشيده شده و تنديس جايزه بينالمللي دبي براي بهترينهاي برنامه اسكان بشر سازمان ملل متحد بادگيري «عربي» است.
چندي پيش يكي از كاربران خبرگزاري ميراث فرهنگي، نامهاي اينترنتي به اين رسانه ارسال كرد و در آن از ترفند جديد عربها براي تحريف تاريخ خبر داد.
«محمد انصاري» ايراني الاصل مقيم دبي در نامهاش آورده است: «عربهاي دبي مدتي است كه شروع به انتشار تفكري كردهاند كه بادگير يا برجيل (Barjeel) بخشي از ميراث و تاريخ عربي است.
زماني كه اولين گروه بستكيها(اهالي يكي از روستاهاي استان هرمزگان) به دبي مهاجرت كرد، آنها محله خود را در دبي ساختند و آن را بستكيه (Bastakiya) ناميدند. معماري كه در محله بستكيه استفاده شده كاملا ايراني است.
اين معماري برگرفته از ميراث ايراني شهر باستاني يزد است. بادگير امروزه به وفور توسط بستكيها مورد استفاده قرار گرفته و اين منطقه دبي تبديل به يك «موزه باز» براي گردشگران شده است.»
اما اين تلاش عربها به همينجا ختم نشده است. شهرداري دبي با همكاري برنامه اسكان بشر سازمان ملل متحد از سال 1996 هر سال جايزهاي را با نام «جايزه بينالمللي دبي براي بهترين برنامههايي كه سطح زندگي مردم را افزايش ميدهند» ميدهد.
اين جايزه به گروههايي داده ميشود كه بيشترين تلاش را براي ارتقاي سطح كيفي زندگي مردم انجام دادهاند. تنديس اين جايزه، بادگير ايراني است كه به عنوان نمادي از دبي داده ميشود.
هنوز يك سال از ادعاي «نشنال جيوگرافيك» در مورد «خليج عربي» نگذشته است كه عربها جريان جديدي را براي هويت بخشيدن به خود و گرفتن هويت ايراني آغاز كردهاند.
زماني كه شهر توريستي «مدينه الجميرا» در دبي با بادگيرهاي ايراني ساخته شد، ايران بايد ميدانست كه اين نقشهاي درازمدت براي ربودن گوشهاي از فرهنگ و معماري ايراني است.
بايد پيش از اينكه اين نماد از ايران گرفته شود جلوي آن را گرفت. در اين ميان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ايران نقش مهمي را بازي ميكند.
مسئولان اين سازمان به عنوان متوليان بخش گردشگري و ميراث فرهنگي بايد به دنبال يافتن راههايي براي جلوگيري از بروز چنين مشكلي باشند.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 20:5 توسط یکی از جی زی ها
|
عجیب اما واقعی
درختهای باکلاس






مزاحم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 1:15 توسط یکی از جی زی ها
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 0:59 توسط یکی از جی زی ها
|
این هم برای عشق nokiaها وsony Ericssonها
حالا از فردا می تونید تو سروکله هم بزنید
nokia n77
Sony Ericsson K810
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 8:29 توسط یکی از جی زی ها
|
کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می گذارند.
احساسها بر افکار وکلمه ها موثرند.
اندیشه ها برکلمه ها واحساسها تاثیر می گذارند.
تغییر عادت منفی به مثبت
بگوئیم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم.
نگوئیم : ببخشید که مزاحمتان شدم .
بگوئیم : رحمت بر پدر ومادر کسی که در اینجا آشغال نریزد.
نگوئیم : لعنت بر پدر ومادر کسی که در اینجا آشغال بریزد.
بگوئیم : د رفرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
نگوئیم : گرفتارم .
بگوئیم : راست می گی؟ راستی؟
نگوئیم : دروغ نگو.
بگوئیم : خدا سلامتی بده.
نگوئیم : خدا بد نده .
بگوئیم : هدیه برای شما.
نگوئیم : قابل ندارد.
بگوئیم : با تجربه شده .
نگوئیم : شکست خورده.
بگوئیم : قشنگ نیست.
نگوئیم : زشت است.
بگوئیم : خوب هستم .
نگوئیم : بد نیستم .
بگوئیم : مناسب من نیست .
نگوئیم : به درد من نمی خورد.
بگوئیم : با این کار چه لذتی می بری؟
نگوئیم : چرا اذیت می کنی؟
بگوئیم : شاد و پر انرژی باشید.
نگوئیم : خسته نباشید .
بگوئیم : من .
نگوئیم : اینجانب.
بگوئیم : دوست ندارم .
نگوئیم : متنفرم.
بگوئیم : آسان نیست .
نگوئیم : دشوار است.
بگوئیم : بفرمائید.
نگوئیم : در خدمت هستم.
بگوئیم : خیلی راحت نبود.
نگوئیم : جانم به لبم رسید.
بگوئیم : مسئله را خودم حل می کنم.
نگوئیم : مسئله ربطی به تو ندارد.
پسر یزدی
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 8:20 توسط یکی از جی زی ها
|
ببينيد به جاي استفاده از آسانسور ، از چي ميشه استفاده كرد
، به نظر من كه حالش خيلي زياده
این دیگه واقعا آسان سور است





مزاحم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 19:57 توسط یکی از جی زی ها
|
هنر واقعی چیست؟ هنرمند واقعی کیست؟
ایا این تصاویر از کارهای هنری است...!

خوب شد نمردیم و کاربرد میخ، پیچ و مداد را دیدیم.
مزاحم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 19:41 توسط یکی از جی زی ها
|
اقا ما مثلا وبلاگ معماری هستیم ولی ارشیو معماری ما پر از خالیه
این حرف رو یکی از بچه های معماری به من گفت دیدم خداییش راست میگه این چه وضعیه
بنابرین تصمیم گرفتم یه چند تا عکس توپ براتون بگذارم تازه سیاسی هم نیست (پسر یزدی)





+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 8:27 توسط یکی از جی زی ها
|
.
آدم، کلمه ی غريبی است، مدت ها از مرگ آدم گذشته است.در اين دنيا ی پوچ که حتی تصوّراز دست دادنش اين موجودات را تا مرز جنون ميکشد، سخن گفتن جرم است. آزادی هويتش را از دست داده. محکوم به اعدام، يک تبعيدی، به جرم سخن گفتن، محروم از زندگيست. گرفتن نفس ديگران برای اين موجودات گلی به حدّی سهل گشته است که حتّی هيچ حيوانی به حيوانی ديگر روا نمی دارد. اينجا آزادی را از خيابان می طلبند. طلبه ی آزادی بازندست به هنگام سخن، يک مهر باطل و پايان زندگی اش. پرنده اي در قفس مشتاق آزادی،حسرت پرواز بدون ترس از صياد تمام فکر و ذهنش را مشغول کرده. صياد در کمين است، اگر آزادی دست ندهد پرنده خواهد مرد. پرنده آزادی اش در پروازش و موجودات در کلام شان خلاصه می شود. فراتر از حد پرواز نکن، حرف نزن، زندگی را بر باد مده، اين ها قوانين اين دنيا ی پوچی است که اين موجودات بهش وابستن...
برای طالبان آزادی تا زمانی که مطيع و برده ی ترس باشند آزادی تنها يک نام است، يک نام کهنه در صفحه ی آخر کتاب تاريخ آدميت. هر آنکه با تو گفت آزادم، بدان به زندانی بودن خود هنوز پی نبرده است. به کدامين اميد زندگی بر پا ساخته ايد؟؟؟ در آن نقطه اي که تبعيت قانون است، در پی آزادی هستيد؟؟؟
در کوير به دنبال آب مباش، آب را به کوير بياور. به کوير ثابت کن آب را، حيات را، معنای دیگر زندگی را. آنگاه است که شاهد دست به دعا شدن کوير از آسمان و ابر ها و باران شوی.
به کودکان ياد می دهند، آزادی همين جاست، تا روزی را نيابند که پرنده اسير بودن خود را در يابد و ميله های زندان را به وضوح ببيند. يک ماهی کوچولو توی يک اقيانوس بزرگ گر گم شود، هيچ کس متوجه ی غيبت اش نخواهد شد. يک ستاره ميان آن همه ستاره ی پرنور گر نورش را از دست بدهد، کسی تاريکی اش را نمی يابد. تا زمانی که رازغيبت ماهی و تاريکی ستاره فاش نشود قفس پايدار است.
چشمانت را باز کن فراتر از آن چه معين شده ببين. گر توانی چشمانت و دهانت را بر دليل غيبت ماهی و تاريکی ستاره ببندی، پس وجدانت را چه ميکنی؟؟؟
گر اينگونه حياتت را حفظ کرده اي آن را زندگی ننام
z_tajamolian
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 13:14 توسط یکی از جی زی ها
|