شهر پروژههای نیمه تمام
از منظر مدیریت شهری شاید بتوان تهران را شهر پروژههای نیمه تمام نامید. هفته گذشته پارکینگ طبقاتی لاله در خیابان فاطمی به بهرهبرداری رسید. جالب است که در حالی که بلندترین برج جهان در کمتر از سه سال ساخته شده، ساخت این پارکینگ بیش از هفت سال طول کشیده و جز عدمالنفع مرتبط در همه این سالها، به آزار شهروندان همجوار منجر شده است.
9 سال زمان برای احداث تونل رسالت(در حالی که طبق برنامه باید سه ساله احداث میشده است)، 10سال زمان برای احداث برج میلاد(در حالی که حداکثر باید سه ساله ساخته میشده است) و 7 سال زمان برای احداث یک پارکینگ طبقاتی(که قاعدتاً در یک سال هم قابل ساخت است) در کنار کاستیهای فنی، نشاندهنده یک معضل بزرگ هستند؛ اینکه تهران سالهاست که تاوان عدم تداوم در مدیریت شهری را میپردازد.
قطعاً در هیچکدام از کلانشهرهای جهان این گونه نیست که متوسط دوره مدیریت یک شهردار کمتر از دو و نیم سال باشد، آنچنان که در تهران شاهد بودهایم در 28 سال بعد از انقلاب پانزده نفر در تهران شهردار شدهاند. پس عجیب نیست که برج میلاد در میان همگنان و رقبایش، این گونه از نظر مدت ساخت رکورددار میشود.
سلام خانم ها واقايون مهندس!
روز معمار
رو به همتون واقعا تبريك مي گم....قدر رشتمونو بدونيم......
اوليا
شخصيت ومعمار
مسایلی هست که دارم بیشتر از پیش بهشون پی میبرم. برای مثال تاثیر مستقیم شخصیت یک معمار در طرح هاش. البته نه فقط یک معمار، بلکه همه خالق ها! خداوندی که انسان رو آفرید از روحش در ما دمید، ما هم خالقانی بسیار بسیار بسیار کوچک در برابر خداوند هستیم که گوشه ی از آفرینش را به عهده داریم. در واقع خالق یکی است، ما به آنچه خلق شده نظم می بخشیم (با توجه به سلایق و علایق و عرف!!) و نام آن را طرح می گذاریم.
به عقیده ی من اتفاق یا برخوردی کوچک در طول زندگی یک معمار به گونه ای که در ذهن وی ترسیم شود، مطمئناً دیر یا زود به نسبت اهمیت آن رویداد، در طرح هایش نمایانگر می شود. نوع نگرش معمار به دنیا می تواند موضوع طرحش باشد. اخلاق و خلق خویش، علاقه مندی هایش، گاهی اوقات خسومت هایش و در معماران بزرگ حرف هایی بیش از این ها؛ حرف هایی که نمی توان آن ها را با کنار هم چیدن کلمات انتقال داد. طرح این معماران نیازی به ترجمه ندارد! به همه زبان های دنیا ترجمه شده! از خصوصیات هنر همین است. مثلاً کیهان کلهر کمانچه نواز ایرانی، برای فیلم ژاپنی جاده ابریشم می نوازد و این آهنگ در تمام دنیا پخش می شود! نیازی هم به ترجمه نیست! اما می تواند فرهنگ ایران را منتقل کند. همه ی انسان ها هنرمندند، اما باید جایی برای نمایش هنر خود پیدا کنند. بهترین معمار، خداوند است! معماری تنها ترسیم نقشه، حفظ کردن نام های عجیب و غریب، چینش دکوراسیون،طراحی و . . . نیست. معماری یعنی زندگی. معماری یعنی هنر و عرفان، ریاضی و فنّ، فیزیک و فلسفه، طراحی و جامعه شناسی، شناخت اقلیم ها و فرهنگ ها، هندسه و شیمی!، تکنولوژی و سنّت، سیاست و نقاش و خیلی مسایل دیگر ...
یک معمار باید در طرح هایش این ها را رعایت کند. نمی توان نام کسی را که دفتر فنی دارد و یا بسیار خوب فن نقشه کشی را فرا گرفته و استفاده می کند معمار گذاشت. شاید بتوان وی را مهندس خطاب کرد، اما معمار نه!
او باید از فیلتر هایی گذر کند تا معمار شود. معمار ماشینی نیست که خانه های زیبا و مقاوم طراحی کند، معمار یک انسان است که خصوصیات والایی را در وجود خود رسوخ داده و می پروراند. کسی که با روحش طراحی کند و از تمام علوم روز آگاه باشد تا بتواند سرپناهی امن برای هم نوعانش طراحی کند. متاسفانه امروزه بسیاری از افراد (با داشتن تحصیلات دانشگاهی) از موقعیت خود سوء استفاده می کنند و برای کسب درآمد بیشتر دست به کارهای غیر اخلاقی می زنند. در اغلب موارد بناهای آنان ظاهر مناسبی دارد (وای به روزی که زیبایی ظاهر هم نداشته باشند!)، اما باطن زیبایی ندارد.
معمار باید روح سبکی داشته باشد تا بتواند همه چیز را ببیند، چیز هایی که روح یک شخص عادی قادر به پرواز تا سطح آن ها را ندارد. البته انگیزه ای برای مهرازی کردن باید وجود داشته باشد. مثلاً انگیزه ی معمار بنای خانه بروجردی های کاشان رسیدن به معشوق و برآوردن شرط پدر وی بوده است. یا ساخت بنا هایی برای پادشاهان، بنا به عشق و خدمت به آنان، یا از سر فرمان برداری و ترس، یا به دلیل کسب پاداش از آنان، همه انگیزه اند برای کار بیشتر.
مهراز هم یکی از اسم های معمار است. شاید یعنی کسی که، دیگران از مهرش رازی اند! شاید هم کسی است که راز مهر را در طرح هایش جاویدان می کند !!!
به نظر شما یعنی .......؟
|
اعتراض معماران ايراني به نقض حريم كعبه |
چگونگی ساخت اهرام مصر
عهد دودمان سوم مصر معمار نابغه ای به نام ایم حوتپ Imhotep برای فرعون مصر، زوسر «جوزر» (حدود ٢٦٤٩ - ٢٦٦٣ ق م) مجتمع عظیمی در سقاره، و گورستان گروهی نزدیک تختگاه مصر؛ ممفیس می سازد. افزون بر این، هرمی پله پله از سنگ بنا ساخت م مرقد و تأسیسات جانبی دیگری در اطراف هرم بدان افزود. هرم عظیم زوسر که به منظور حفاظت از جسد فرعون مصر بنا گردید؛ کهن ترین اثر معماری باقی مانده از مصر باستان است. این معماری خود الگویی گشت تا آیندگان به تقلید و تبعیت از آن، دست به کار ساختمانی عظیمی بزنند که یکی از عجایب هفتگانه جهان شناخته شود.
معماری پادشاهی کهن، اهداف و انگیزه های آن دست مایه ای گردید تا مورخان و باستان شناسان بر این دوره پانصدساله و شرایط و اوضاع اجتماعی آن را بر مبنای بناهایی که به هر صورت از سنگ آهک و گرانیت در مقیاس بزرگ برای ساختن ساختمان ها در مقبره ها به کار می رفت، شناسایی کنند.
جالب اینکه در این دوره ، معابدی شبیه آنچه در دودمان یکم و دوم
پادشاهی متداول بود، به ندرت ساخته می شد .
به طوریکه اشاره شد، در پایان دودمان سوم پادشاهی، ساختن اهرام آغاز و به تدریج گسترش پیدا کرد. اما کمال حشمت این معماری تنها مدیون دودمان چهارم پادشاهی است که در آن عهد احداث چنین آرامگاه های پادشاهی با عظمت و پرشکوه، رونقی فراوان یافت.
ساخت اهرام مهمترین و اصلی ترین سازندگی این دوره را تشکیل می دهد؛ این معماری بدیع خود موجد تحولی شگرف گردید و تمدن و فرهنگ فراعنه به یک شکوفایی بی نظیر دست یافت؛ به گونه ای که مشعل هدایتی برای صنعتگران مصری برای یک دوره سه هزار ساله بعدی شد. اهرام مصر نمایانگر اوج دستاوردهای فنی، معماری، طراحی و تزیینات است که تنها در سایه یک سازمانبندی منظم، استادکارانی بی نظیر و هنرمندانی با انگیزه های قوی، و مهم تر از همه امنیت کافی و ثروتی کلان امکان پذیر بود. دوره دودمان چهارم پادشاهی اندکی افزون بر یک سده دوام آورد (٢٤٩٨-٢٦١٣پ م) و شش پادشاه از این دودمان بر مصر فرمانروایی کردند.
هرم غول پيكر مصر از قديمي ترين عجايب هفتگانه است البته اين تنها بنايي است كه در ميان عجايب هفتگانه تا به امروز باقي مانده است.
زماني كه اين هرم ساخته شد بلندترين ساختمان جهان در آن زمان محسوب مي شدواين رتبه را تا ٤٠٠٠ سال حفظ كرد.
پادشاهان مصر باستان را فراعنه مي ناميدند.يكي از اين پادشاهان خفو بود. در حدود ٢٥٨٠سال قبل از ميلاد مسيح اين هرم بزرگ را براي محل دفن ياهمان آرامگاه فرعون ساخته اند.
خفو همان فرمانروايي است كه يوناني ها اوراخئوپس مي ناميدند.
وپس از مدتي پسر ونوه ي خفو نيز براي خود هرم هايي را ساختند البته در اطراف ودر مجاورت اين سه هرم چند هرم كوچك نيز بنا شده اند كه اين هرم ها مطعلق به درباريان وملكه ها بوده است.
مصريان باستان اعتقاد داشته اند كه انسان پس از مرگ دوباره زنده مي شود وبه همين خاطر در اطراف جسد موميايي شده ي مردگان خود موادغذايي ووسايل دفايي و... رابه همراه آن ها دفن مي كردن واهرام مصر نيز براي حفاظت ازجسد خفو و فراعنه ي ديگر ساخته شده است.
اهرام مصر از سه هرم بزرگ تشكيل شده است كه دركنار آنها هرم هاي كوچكي نيز وجود دارند.وقتي ما اهرام مصر را از نزديك مي بينيم هرم وسطي از همه بزرگتر به نظر مي رسد ولي اين اشتباه است زيرا كه هرم وسط چون روي زمين مرتفع تري بنا شده است بزرگ تر به نظر مي رسد.ولي در اصل هرم خفو كه سمت چپ هرم وسط قراردارد از همه بزرگتر است .
هرم ها درگورستاني قديمي در جيزه واقع شده اند. گروهي از باستان شناسان عقيده دارند كه ٠٠٠/١٠٠ كارگر به مدت بيست وسه سال كاركردند ودر اين هرم بيش از دومليون نيم سنگ به كار رفته كه وزن آن ها از٥/ ٢تن تا چهل تن وزن دارد را بنا كرده اند. يكي از طريقه هايي كه احتمال دارد مصريان باستان سنگ هاي غول پيكر را حمل مي كردند شيوه ي غلطاندن و بلند كردن است
يكي از دانشمندان اتريشي به نام آقاي پروفسر دكتر اسكارريدل براي اين معما راه حلي پيشنهاد كرده است او مي گويد كه مصريان براي حمل اين سنگ ها دور هم جمع مي شدند و با نيروي خود و به وسي له ي اهرم هايي اين سنگ ها را مي غلتاندندودر اين باره نظر هاي بسياري وجود دارد بعضي از باستان شناسان عقيده دارند كه اين سنگ ها را با استفاده از سطوح شيبدار ماسه اي به بالاي هرم ها مي بردند.
وعده اي از باستان شناسان عقيده دارند كه مصريان از داروهاي نيروزاي قوي استفاده مي كردند وبه وسيله ي آنها اين سنگ ها را به بالا مي بردند.
اهرام مصر از هر نظر چه از نظر معماري وموقعيت جغرافيايي در محل مناسبي قرار دارد.
-هرم به گونه اي ساخته شده است كه به چهار جهت اصلي مشرف است.
-خط مداري كه از روي جيزه مي گذرد دقيقا خشكي ها وآب هاي روي كره ي زمين را دقيقا نصف مي كندوهرم در چنين نقطه اي از نصف النهار ساخته شده است.
-فاصله ي ميان مركز زمين تا هرم كاملا برابر است.
-اندازه ي سطحي چهارجانبي حرم دقيقا برابراست با ارتفاع هرم.
-نوك هرم بزرگ دقيقا شمال واطرافش نيز طول استوا را تمثيل مي نمايند.
تمامي اين محاسبات بيان گر آن است كه اهرام مصر با اندازگيري هاي دقيق رياضي ونجومي همراه است كه نشان مي دهد درآن زمان مصريان از نظر معماري بسيار پيشرفته بوده اند .
سنگ هايي كه دراين هرم به كار رفته است از خود كشور مصر گرفته نشده اند وطبق نظر بعضي از كارشناسان وباستان شناسان سنگ ها به مدت ده سال توسط كارگران حمل مي شده است وبعد از ده سال تازه به محل بناي اهرام مصر آورده شدند هنوز هيچ كس نمي داند كه اين سنگ ها مطعلق به چه كشوري است و يا مهندس يا معمار اهرام مصر چه كسي بوده است واز چه شيوه اي استفاده شده است.
نكته اي كه بايد دراينجا به آن اشاره كرد اين است كه كارگران اهرام مصربر اثاث ياداشت هاي هردوت گويا درعرض بيست سال متمادي حدود صد هزار كارگر در ساخت اهرام مشغول بودند. جالب اينكه هر
كارگر روزانه به اندازه ي يكصد گرم پياز مصرف مي كرده اند با اين حساب مشخص مي گردد كه هر روز براي تامين غذاي يكصدهزار كارگر معادل ده هزار كيلو پياز نياز بوده است. اين رقم در ده روز به يكصد هزار كيلو مي رسد.
(يكصدتن )ومسلما در ماه نيز به سيصد تن مي رسد . بااين محاسبه مشخص است كه درعرض شش ماه كار متوالي حدود هزاروهشتصدتن پياز مصرف شده است.
باتوجه به آن كه درآن زمان پياز ها را با چه زحمات وسختي اي از اقصي نقاط جهان وارد مصر مي كردند البته ما بايد نياز خود مردم مصر رانيز به اين ميزان بيفزاييم. اساس ارزيابي متر مكعب به اندازه ي فاصله ي ميان خورشيد وآلفا قنطوريس بوده واگر ميزان گازهاي حاصل از مصرف پياز را كه مردمان آن زمان دفع مي كردند حساب كنيم به اندازه ي ميزان پارگي به اندازه ي از بين رفتن لايه ي ازن اطراف كره زمين است.
کامران عدل ؛ قر و غمزه خاک
كامران عدل را بسیاری پیشگام عکاسی معماری ایران میدانند. او در طی بیش از چهار دهه مجموعهای با هزاران عکس و اسلاید از بناهای مختلف ایران و جهان تهیه کرده است. تازهترین نمایشگاه او دربرگیرندهی عکسهایی از یک قلعهی قدیمی در آفریقاست.
«قر و غمزهی خاک» عنوان نمایشگاهی است که ۲۴ عکس سیاه و سفید کامران عدل را در بردارد؛ عکسهای قلعهای قدیمی در شهرک «جنه»ی کشور مالی در آفریقا. این قلعهی مرمت شدهی گلی از سوی یونسکو به عنوان میراث فرهنگی جهان به ثبت رسیده است. کامران عدل در سال ۱۹۹۸ از طرف «بنیاد فرهنگی آقاخان» برای عکاسی از این شهر باستانی به مالی سفر کرده است. او از سال ۱۳۵۸ با این بنیاد همکاری میکند. کامران عدل عکاس عضو هیات داوران جایزهی معماری آقاخان است و برای این بنیاد عکسهای بسیاری از بناهای شهرهای اسلامی جهان تهیه کرده.
کامران عدل پس از دریافت دیپلم از هنرستان صنعتی عکاسی فرانسه در سال ۱۳۴۷ به ایران بازمیگردد و به عنوان مدیر گروه عکاسی سازمان راديو تلويزيون ملی ايران مشغول به کار میشود. او در سال ۱۳۵۴ و پس از کنارهگیری از تلویزیون به همکاری با دفتر مخصوص فرح دیبا همسر شاه، میپردازد که حاصل آن عکاسی از بسیاری موزههای ایران و همکاری در تدوین کتابهایی دربارهی فرهنگ و هنر ایران است. از اینها میتوان به هفت جلد کتاب «اجرای نقش در کاشيکاری ايران» و «معماری معاصر ایران» اشاره کرد. کتاب معماری ایران باعث شد کامران عدل به عکاسی معماری توجه بیشتری کند و آرشیوی با هزاران اسلاید از معماری نقاط مختلف گردآورد. پرداختن به عکاسی معماری از آن زمان وجه شاخص عکسهای او شده و همچنان نیز بخش اصلی آثارش را تشکیل میدهد. برخی او را از پیشگامان عکاسی نوین و پیشقراول عکاسی معماری ایران میخوانند.
دربارهی جایگاه کامران عدل حرف و مناقشه بسیار است. گرچه تلاشهای او در زمینهی عکاسی معماری حتی از سوی برخی از سرسختترین منتقدانش نیز ارج گذاشته میشود بسیاری از عکاسان ادعاهای او را اغراقآمیز میدانند. مثلا آنجا که در سایت شخصیاش مینویسد «عکاسی در ایران با مراجعت من متولد شد.» او این سخن را در گفتگویی که در سال ۱۳۸۲ با روزنامهی همشهری کرده نیز تکرار میکنند. عدل میگوید «عکاسی در ايران با من شروع شد.» و تاکید دارد «من خيلی جدی اين حرف را میزنم، با كسی هم شوخی ندارم.» [همشهری ۲۹ آبان ۸۲] بسیاری از عکاسان و آشنایان با تاریخ عکاسی در ایران معتقدند این حرفها را زیاد نمیتوان جدی گرفت. به ویژه آنکه عدل در زندگینامهی خود پا را از این فراتر میگذارد و دربارهی خودش مینویسد «در تمام زمينههای عکاسی فعاليت داشت و بنيان گذار عکاسی نوين خبری، عکاسی نوين صحنه، عکاسی نوين معماری و اجتماعی شد.» در مورد فعالیت عدل در زمینههای گوناگون شک نمیتوان کرد؛ کارنامهی او مجموعهی گستردهای است از عکسهایی با موضوعهای متنوع که هنوز بخش بزرگی از آنها منتشر نشده است.
اگر حتی منکر ادعاهایی باشیم که کامران عدل را پدر عکاسی معماری ایران میدانند، عکسهای او از «جنه» که تازه به نمایش گذاشته شده خبر از حضور عکاسی میدهد که قدر فرم و ارزش بازیهای نور را خوب میشناسد و در نمایش آن استاد است. با دیدن عکسهای این نمایشگاه تصویری از کلیت قلعهی باستانی به دست نمیآید. عکسها حاصل نگاهی عاشقانه به فرم معماری است؛ خطوطی پر انعطاف، زاویههایی لغزنده و سادگی پرشکوه دیوارها و پلههایی آرام و اسرارآمیز. عکاس که میگوید عاشق معماری گلی است این بناها را برانگیزاننده و اروتیک میبیند. کامران عدل این مجموعه را «قر و غمزهی خاک» نام نهاده چون پیچ و خمهای خانههای گلی در نظرش راز و نیازهای فراوان نهفته دارد.
نمایشگاه عکسهای کامران عدل تا هشتم اسفند در گالری خاک (تهران، دو راهی قلهک، کوچه ژیلا) برپاست.
برداشت از وبلاگ معمار ومعماري
زندگي يك معمار۲
نظریات چارلز جنکس از نقد جنبش مدرن و تدوین مبانی نظری معماری پستمدرن تا طرح جدیدترین طبقهبندیها در زمینه آثار معماری معاصر، همواره به عنوان چالشی بر شناختهها و قراردادهای متداول مطرح شده است. او پیوسته دریچهای جدید را برای بررسی و ارزیابی معماری باز مینماید، چنانکه پیتر آیزنمن میگوید: جنکس ظرفیت خاصی برای پیشگویی آنچه در معماری اتفاق خواهد افتاد، دارد. همچنین ارتباط نزدیک وی با معماران تراز اول جهان موجب گردیده است که در آثار او مصداقهای مختلف انواع معماری همراه با تحلیلهای مفهومی و نظریهپردازیهای مؤلفین آثار به بهترین وجهی تدوین و معرفی گردد.
چارلز جنکس یکی از اولین افرادی است که همزمان با رابرت ونتوری (تضاد و پیچیدگی در معماری، 1964) جین جاکوبسن (مرگ شهرهای آمریکایی) و آلدو روسی (معماری شهر) در دهه 60 تا 70 میلادی، مبحث انتقادی عبور از نهضت معماری مدرن به دوران جدید و نیاز به بازنگری اساسی در معماری را نه فقط از طریق عنایت به تاریخ، فرهنگ و طبیعت، بلکه از راه دریافتهای علمی، مفهومی و معرفتی دنیای معاصر در حال تحول آغاز نمود. بر اساس همین نگرش او مرگ معماری مدرن را اعلام و جدول تطبیقی شاخصهای معماری مدرن، مدرن متأخر (Late Modern) و پستمدرن را تدوین نموده و مقالات انتقادی و نظری فراوانی در باب مفهوم پستمدرنیسم نگاشته است.
در اوایل دهه هفتاد چارلز جنکس کتاب تاریخ معماری مدرن را نوشت که در آن کتاب به نوعی به چندارزشی (Multivalant) بودن آثار باارزش معماری پرداخته که یادآور بحث پیچیدگی و تضاد موجود در مباحث رابرت ونتوری در کتابش بنام تضاد و پیچیدگی در معماری میباشد. اما این کتاب در میان دیگر کتابهای تاریخ و تئوری معماری آن دوران توجه چندانی را جلب نکرد. پس از آن مهمترین اثر جنکز در دهه هفتاد را میتوان کتاب زبان معماری پست مدرن نام برد که او در این کتاب تاریخ دقیق مرگ معماری مدرن را روز 15 جولای 1972 در ساعت 32/3 بعد از ظهر (زمان انهدام آپارتمانهای مسکونی پروت ایگو (Pruitt – Igoe Housing) کار مینورو یاماساکی (Minoru Yamasaki) در شهر سنت لوییس آمریکا) اعلام کرد. او در کتاب یاد شده با یاری گرفتن از آثار معمارانی چون لویی کان، جیمز استرلینگ، چارلز مور، رابرت استرن و رابرت ونتوری و همسرش دنیس اسکات براون و تعدادی دیگر از معماران صاحب نام، معماری مدرن اوایل قرن را مورد انتقاد شدید قرار داد و طلوع راه و روش جدیدی را به نام معماری بعد از مدرن (Post Modern) اعلام نمود. در این کتاب که زمینه اصلیاش بازگرداندن ارزشهای تاریخی به معماری مدرن بود، چارلز جنکس حتی راه و روش بکارگیری المانها و عناصر معمارانه را نیز بنوعی یادآوری میکند.
، طراحی خلاقانه مسجد برای معماران کنونی بخصوص معماران جوان و دانشجویان معماری با در نظر گرفتن توأمان ارزشهای زیباییشناسانه جدید و نیز ارزشهای نمادین و فکری و مذهبی جامعه، از دشواریها و پیچیدگیهای خاصی برخوردار است. بخش عمدهای از این پیچیدگی به برداشتها و تصاویر ذهنی مردم از سوژه مسجد و نیز اندیشههای مذهبی و سنتگرای موجود در میان اقشار مختلف جامعه برمیگردد. تفکر و ذهنیت غالبی که امروزه از مسجد در فضای فکری جامعه وجود دارد، لزوماً بنایی با گنبد و طاق و منار میباشد. این تصویر ذهنی به یکباره و در شرایط حاضر ایجاد نشده است، بلکه طی قرنها در ذهن مردم شکل گرفته و به آسانی نمیتوان آن را تغییر داد و یا از بین برد.
طراحی مسجد در دوره معاصر نیازمند خلاقیت و اندیشههای جدیدی است که بتواند فرمهای جدید معماری امروز را به نوعی با ارزشهای فکری و نمادین موجود در جامعه تطابق دهد و الگو یا الگوهای جدید و نسبتاً پایداری از طراحی مسجد را به جامعه عرضه کند. ذکر این نکته نیز ضروری است که با توجه به اینکه عصر حاضر عصر کثرت اندیشهها و نظریههاست، دیگر نمیتوان در دوره معاصر یک الگوی ثابت برای معماری مسجد متصور شد، بلکه به تعداد طراحان و معماران موجود، الگوهای مختلف و متنوعی برای طراحی مسجد وجود خواهد داشت. آنچه در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است، ارائه نمونههای موفق از معماری مسجد در دوره کنونی میباشد، بطوریکه این نمونهها با ارزشهای و نمادهای ذهنی مردم سازگار بوده و در فضای فکری جامعه از مقبولیت برخوردار باشند.
معماران معاصر ایران رویههای مختلفی را در طراحی مسجد اتخاذ کردهاند. بررسی نمونههای امروزی مساجد نشان میدهد که سه رویکرد در معماری معاصر مساجد وجود دارد که این رویکردها بطور کلی در معماری معاصر ایران نیز قابل مشاهده و بررسی هستند:
ـ رویکرد سنتی: طراحی و ساخت مساجد بر اساس الگوهای قدیمی
ـ رویکرد مدرن: استفاده از فرمها و الگوهای مدرن در عناصر مختلف معماری مسجد
ـ رویکرد تلفیقی: تلفیق فرمها و مصالح مدرن با نمادهای سنتی مسجد از قبیل طاق و گنبد
ادامه دارد
سلام دوستان عزیز
من در راستای طرحی که برای تفرجگاه داشتم در جست وجو بودم که به یک چیز جالب(البته برای من چون تا حالا ندیده بودم شما را نمی دونم) برخوردم و آن هتل غار بود.من این هتل را با نام hotel ghar in iran cave پیدا کردم حالا دقیقا کجاست نمی دونم.امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.