












آن چيزي نبودم كه پدر مي خواست مرد مستقل و سر سخت و پدرم با من هيچگاه دوست نبود پس صدايمان را بلند مي كنيم مردانه به هم زل مي زنيم و خشمگين به تاريكي مي رويم تا بغض كنيم واز كنار هم بگذريم و فردا وقتي كه براي سوگواري شكست نمناك فوتباليست هايمان سعي مي كنيم در كنار هم باشيم و بيشتر تخمه بشكنيم پدر مي خندد وروي زانوهايم مي زند دوباره من پسر شده ام و او پدر .اصلا پسر شدنم در اراده اوست اينكه دوستش داشته باشم وديوانه اش باشم وبا سر به سمت اشاره هايش بدوم اين اراده اوست كه در ميان خشمش در ميان سركوبش مهرباني پيدا كنم كه واحد هاي لعنتي دانشگاهم را به خاطر دل بزرگش پاس كنم و وقتي كج راه مي روم به ياد چشم هاي دقيقش بيفتم و كمر راست كنم اينكه از سلام هاي بلندش احساس غرور كنم واز شكست هايم احساس بازيگوشي و همه اينها سخت است براي پسرها سخت است براي پدرها سخت است مردها درست همديگر را بغل نمي كنند و غرور از آنها فقط پدر و پسر مي سازد
13 رجب سالروز ولادت حضرت علي (ع) و روز پدر بر تمامي شيعيان جهان مبارک باد
ايستاده با خشت و گل
(چه آدم ها كه امده اند ورفته اند وهنوز اين قلعه پا بر جاست)
به خرم آباد كه مي روي كافي است سرت را بلند كني وبه قلب شهر نگاه كني تا كنگره هاي قلعه را ببيني . قلعه فلك الافلاك بر روي تپه بزرگ سنگي و مشرف به يك رودخانه ساخته شده كه از زير آن چشمه اي پر آب مي گذرد در طول تاريخ اين بناي با شكوه و آرام از لحاظ نظامي و مو قعيت جغرافيايي نقش بسيار حساسي داشته و هياهوي بسياري را پشت سر گذاشته اين روز ها اگر پا به قلعه بگذاري با كمي تخيل به روزگاري قدم مي گذاري كه شكست وپيروزي يك سپاه بستگي به راه پيدا كردن به اين قلعه داشته است.
· بناي اوليه فلك الافلاك ظاهرا مربوط به دوره ساساني است هر چند كه در بعضي از منابع ساخت ان را مربوط به زمان شجاع الدين خورشيد پادشاه اتابكان لر در قرن چهارم هجري مي دانند البته در اين قلعه اثار دوره ماد هخامنشي وپارت هم به دست آمده است.
· فلك الفلاك در متون تاريخي به شاپور خواست معروف است فردوسي هم در جايي از شاهنامه درباره اين قلعه اشعاري سروده و عقيده دارد سازنده ان شاپور ذوالاكتاف است
· از زمان ساسانيان تا امروز در همه دوره ها از اين قلعه استفاده مي شد و از لحاظ نظامي و مو قعيت جغرافيايي نقش بسيار حساسي داشته است
· به نظر چريكوف باستان شناس روسي فلك الافلاك داراي خندق بوده است ولي به نظر بعيد مي رسد چون در تاريخ از ان صحبتي نشده است
· اين قلعه 5300 متر مساحت دارد و فضاي داخل آن از دو حياط با چهار تالار نسبتا بزرگ و چندين اتاق كوچك و بزرگ تشكيل شده است
· فلك الافلاك هشت برج دو صحن و بيست و چهار اتاق دارد كه فاصله بلند ترين ديوار آن از سطح زمين 22.5 است ديوار هاي حصار قلعه در پايين قطور است و در بالا ضخامت كمي دارد.
· با توجه به اين كه قلعه در مكان مرطوبي قرار دارد در داخل فضاي شمالي وجنوبي حياط چند چاه و نقب قرار دارد كه باعث رفع رطوبت مي شود.
· قلعه فلك الافلاك بعد از ثبت در آثار ملي كشور موزه فلك الافلاك نام گرفت موزه فلك الافلاك از بخش هاي مردم شناسي هنر هاي سنتي و باستان شناسي تشكيل شده است در بخش باستان شناسي اين قلعه ساخته هاي انسان هاي اوليه اشياي معروف مفرغي لرستان ظروف سفالي و همچنين اشياي زرين و سيمين مشهور كشف شده از غار كلماكره به نمايش در آمده است.
· قسمتي از قلعه تبديل به موزه مردم شناسي شده كه از زيور آلات پوشاك سنتي مردان و زنان صحنه هايي از زندگي روز مره روستاييان و هنر هاي سنتي مثل ماشته بافي سياه چادر بافي مو تائي و..... تشكيل شده است.
· فلك الافلاك از شرق و جنوب غربي به رود خرم اباد از غرب به محله دوازده برجي و از شمال به خيابان فلك الفلاك محدود مي شود
قصري از بخار (قسمت دوم)
بد نيست بدانيد
هر كه دارد امانتي موجود/ بسپارد به بنده وقت ورود / نسپارد اگر شود مفقود /بنده مسئول آن نخواهم بود
پاسخ قسمت اول : اولين حمام تاريخ را جمشيد پادشاه ايراني ساخته است
مطلب بعدي من در مورد قلعه فلك الا فلاك خواهد بود
وقتي ديدم وبلاگمون اينقدر خواننده داره حيفم اومد راجع به GROUP ZERO! تو وبلاگ چيزي نذارم.آخه اونا مي ان و مطالبشو مي خونن ولي نمي دونن GROUP ZERO! چيه؟؟؟ مي خوام اگه خدا بخواد قصه ي GROUP ZERO! رو واستون بگم....
(از اين به بعد براي راحتتر شدن به جاي GROUP ZERO! مي نويسم "جي زي" !!!)
خوب....بذارين از اولش بگم. البته هر چي يادم مونده ...
قصه ي جي زي
سال تحصيلي 85-86 شروع شد و صفري هاي جديد كه ما باشيم وارد دانشكده ي هنر و معماري يزد شدن.روز اول دانشگاه شنبه بود و و با آقاي شريعت راد كلاس داشتيم.با اينكه هنوز چند ساعت بيشتر از آشنا شدنمون نمي گذشت با هم خيلي دوست شديم (البته دخترا رو مي گم!!!اون موقع هنوز مثبت بوديم و با پسرا يك كلمه هم حرف نمي زديم!!!)
بيشتر بچه ها شوكه شده بودن و اصلا انتظار همچين ساختموني رو نداشتن( چون ساختمون دانشكده ي ما يكي از خونه هاي قديمي يزده). حتي خيلي ها بهش بد و بيراه مي گفتن(همون كسايي كه حالا واسه دانشكده و ساختمونش جون مي دن.آخه اين خونه هاي قديمي يه كيفيتي دارن كه آدم تا توش زندگي نكنه نمي فهمه و وقتي فهميد نمي تونه ازش دل بكنه به طوري كه براي ما عذاب بود كه بايد چند ساعت در هفته رو براي گذروندن درس هاي عمومي به ساختمون اصلي دانشگاه بريم و تعجب مي كرديم كه چه طور دانشجوهاي اونجا دپرس نمي شن. بايدتو خونه قديمي زندگي كني تا بفهمي من چي مي گم)
بگذريم.يه هفته گذشت و ما به اولين گردش يزد گرديمون رفتيم.رفتيم رو پشت بوم بازار خان.هنوز هم با هم حرف نمي زديم!!! فقط در حد "نه خواهش مي كنم شما بفرماييد!"!!!
24-25 ام مهر با اينكه هنوز خيلي با هم آشنا نشده بوديم و ارتباطمون پيشرفت قابل ملاحظه اي نكرده بود اولين مراسم افطاري دانشجوييمون رو گرفتيم.كاري كه حتي خيلي از سال بالايي هامون چون مدت كمي از اول مهر گذشته بود نتونستن بكنن.خاطره ي واقعا عالي اي بود و نشون از انرژي نهفته در صفري ها داشت!در اين مراسم همه همديگرو بهتر شناختن و توانايي هاي هر كسي معلوم شد(مثلا فهميديم آقاي ساوه اي خيلي خوب فال مي گيرن.....!!!)
از بعد از اين قضيه يهو صميميت بچه ها و اتحادشون زياد شد.
حتما مي پرسين پس اين وسط "جي زي" چيه؟؟!! صبر كنين مي گم واستون....
اين صفري ها مونده بودن چه طور انرژي شون رو خالي كنن واسه همين همش سعي مي كردن با استادها گردش علمي جور كنن و پاي همه چيزش هم بودن...وقتي هم يه مدتي جور نمي شد كه با استاد برن خودشون برنامه ريزي مي كردن و با هماهنگي دانشكده مي رفتن اردو.همون طوري كه رفتن مهريز و ميبد و از توان من خارجه كه براتون بگم چقدر خوش گذشت!!!تازه ! ناهار رو هم خودشون درست كردن (دفعه اول جوجه كباب و بار بعدي با يك اوضاع و مصيبتي الويه!!!!!!!!)
حيف كه بلد نيستم عكس بذارم......خواهش مي كنم از بچه هاي جي زي هر كي بلده و مي تونه عكساشو بذاره..............................
نمي خوام خستتون كنم ولي بايد اينا رو مي گفتم تا بتونين بچه هاي جي زي رو بهتر بشناسين.
گذشت و گذشت .....تا اينكه يه روز يه مشت بچه خارجي با استاداشون اومدن به دانشكده ي ما واسه كارگاه معماري.اونا قرار بود 4-5 روز اينجا باشن و همراه سال بالايي هاي ما طراحي كنن و هم اونا چيز ياد بگيرن هم سال بالايي هاي ما ولي اين وسط فكر كنم ما صفري ها بيشتر از همه چيزي ياد گرفتيم.
ما كه هنوز 2 ماه بود اومده بوديم تو اين دانشكده و كارگاه مارگاه نمي دونستيم چيه بيشتر نقش سياهي لشكر يا نقش هاي بسيار جزئي(مثل نوبتي صداي استاد ها رو ضبط كردن!!!!!) رو داشتيم.خوب صفري بوديم و هر چي مي گفتن بايد مي گفتيم چشم!!! اين وسط سعي مي كرديم با خارجي ها عكس بندازيم يا باهاشون حرف بزنيم بچه هاي خوبي بودن فقط بعضي هاشون شيرين مي زدن!!!
خلاصه مسئولين شروع كردن به ثبت نام واسه كارگاه.
گروهها مشخص شد و خوب طبيعيه كه كسي صفري ها رو تحويل نگيره ولي اونا نمي دونستن كه اعتماد به نفس ما بيشتر از اين حرفاست!من با يكي از مسئولين دوست بودم و ازش خواهش كردم كه يه عده اي از صفري ها رو هم شركت بدن. اون هم براي اينكه تو ذوقمون نزده باشه گفت باشه خوداتون يه گروه بشين و به صورت خود جوش شركت كنين.
ما هم از خدا خواسته دست به كار شديم.يه اسكيس يه روزه بود براي طراحي كتابخونه(جزئياتش ديگه بمونه) واسه بقيه چيزي نبود و اصلش براي اسكيس 3روزه ي فرداش اومده بودن. ولي واسه ما كه تازه پلان و مقطع و نما ياد گرفته بوديم مكافات بود! فقط خدا مي دونه چه جوري كارمون رو پرزانته كرديم و بالاخره تقريبا سر وقت تحويل داديم!!!خودمون هم باورمون نمي شد.
روز بعد وقتي گروهها آماده ي اسكيس دوم مي شدن ما صفري ها با حسرت بهشون نيگا مي كرديم.موضوع طراحي يه محله مسكوني بود كه از درس هاي سال هاي آخر كارشناسي هست.اين ديگه واقعا از عهده ي ما خارج بود....
داشتيم با بي حوصلگي مي رفتيم سر كلاس كه به يكي از گروههاي خارجي بر خورديم كه داشتن مي رفتن سايت رو از نزديك ببينن.به ما گفتن شما چي كار مي كنين؟ گفتيم بابا ما 2ماهه كه اومديم اينجا! همون كار ديروز هم كه كرديم شاهكار بود ولي اين ديگه.....اونا گفتن ولي ما كار ديروزتون رو ديديم خوب بود كه....... ما رو بگو انگار دنيا رو بهمون داده بودن!!!جون گرفتيم........
باورتون مي شه؟؟؟ما تصميم گرفتيم شركت كنيم!!!(فكر كنم دنيا صفري هايي به اين پررويي به خودش نديده بود!!!!!!!!!!!!)تا اومديم بجنبيم اونا اسم چند تا سال بالايي با چند تا خارجي با يكي دوتا استاد رو تو هر گروهي رو يه كاغذ نوشته بودن و به هر گروهي يه شماره داده بودن.از 1 تا 6. و كاغذ ها رو زده بودن به ديوار. بالاي برگه ها بزرگ نوشته بودن براي مثال:"GROUP 4 ".
ما هم حرصي شديم و اسم 12 نفري كه قرار بود تو اسكيس شركت كنن رو نوشتيم وبه عنوان استاد لوكوربوزيه ( يكي از خفن ترين معماران دنيا كه خيلي وقته مرده!!!!!!!) رو نوشتيم! و بالاي برگمون با افتخار نوشتيم:GROUP ZERO! و زديم به ديوار بالاي بالاترين برگه!!! اين ZERO هم عددي بود كه قبل از يك مي اومد هم برمي گشت به اين كه ما صفري هستيم! علامت تعجبش هم به اين معني بود كه جي زي هميشه باعث تعجب ديگران مي شه!!!!!!!و البته شعار "LESS IS MORE "( كه يكي از شعار هاي معروف معماربه) رو كنار برگمون نوشتيم كه تلميح داره به "فلفل نبين چه ريزه....."!!!
بله!
به اين ترتيب GROUP ZERO! شكل گرفت.اون روز قشنگ 20 آذر بود كه قراره از اين به بعد به عنوان روز تولد جي زي جشن گرفته بشه...
البته بايد بگم جي زي فقط اون 12 نفري نيست كه تو اسكيس شركت كردن بلكه كل بچه هاي معماري ورودي 85 يعني همه ي 28 نفره. و البته فعاليت هاي جي زي هم محدود نمي شه به اون اسكيس.هر چند خود اون اسكيس هنوز خيلي ما جر اداره......
قصه ي جي زي هنوز ادامه داره و جي زي تو اين يه سال تحصيل كارهاي بزرگي كرده كه اگه بشنوين كفتون مي بره!!!
چون من مي خوام كه شما بخواين كه واستون بگم.........بايد نظر بدين و توش بگين كه بقيشو بگو....
اگر هم نمي خواين بگين كه من الكي صفحه ي وبلاگ رو پر نكنم!!!
پس منتظر نظراتون هستم.....زياد باشه ها!!!
ممنون
اوليا
كاخ سروستان
كاخ سروستان متعلق به سدة پنجم ميباشد."اين كاخ داراي يك ميانسرا است كه گرداگرد آن فضاهاي مختلف دارد. محل نشيمن، اتاق چهارگوشهاي با پوشش گنبدي است كه از سويي به ميانسرا و از سوي ديگر به باغ پيرامون ساختمان راه دارد. اين گنبدخانه به تالار دراز در سمت راست خود بنام «سفره خانه» راه دارد كه در كنار ديوارهاي طولي آن ستونهايي جفتي كار شده است.

در انتهاي آن، اتاق «بزمگاه» جاي دارد كه داراي «كمرپوش» يا نيم طبقه بوده و در بالاي آن نوازندگان مينشستهاند. طبقة زيرين بزم گاه، در پشت آن و به آبدارخانه راه داشته است (در بازسازي كاخ راه ورودي به آبدارخانه را بستهاند و اكنون ويران شده است). در سمت چپ اتاق نشيمن، «پيشخاني» دارد كه در كنار آن حوضخانه است. در جلوي آن، ايوان بزرگي است. بدين گونه اتاق نشيمن يا گنبدخانه اصلي در كل از چهار سو ديد دارد. در پشت پيشخان، يك اتاق خواب دو نفره و پشت آن يك خواب يك نفره جاي دارد كه هر دو ديد به ميانسرا دارند. در بخشهاي شمالي، آبريزگاه، گرمابه و انبار جاي گرفته است. اين تنوع در طراحي حتي در پوششهاي كاخ نيز ديده ميشود. اتاق نشيمن، گنبدي با چفد «بيز» است كه با ساختماية سنگي و آجري كار شده، سفرهخانه، تاق آهنگ داشته است. نمونة مشابهي از تنوع را قرنها بعد در كاخ چهلستون قزوين بصورتي ديگر ميبينيم.[1][1]" گنبد آجري (رگچين) است و ديوارها تا جايي گوشهسازي از سنگ لاشه است.
ساماندهي فضايي و برخي از خصوصيات ويژة كاخ سروستان:ويژگيهاي مهمي كه در اين بنا وجود دارد يكي شكستن قرينه در هنر معماري ايران و تنوع در طرح آن، استفاده از تاقهاي معلق در تالارهاي باريك جناحين كاخ كه از ستونهاي سنگين و كوتاه براي نگهداري آنها بكار گرفته شده است. ديگر اينكه وجود فضاهاي دسترسي به بيرون نه تنها ارتباط را آسان ساخته و ديدهاي دروني را به هم پيوسته بلكه فضاهاي پي در پي را نمايان و جلوهگر ساخته است.
اجراي نظام سهتايي و رعايت اصل محورگرايي و وجود فضاهاي واسط از خصوصيات اين بنا ميباشد. در اين كاخ سه ايوان متفاوت ديده ميشود كه مبين همان نظام سه تايي است كه به نظر متقارن ميرسد ولي در واقع تقارن ندارند اما تعادل به خوبي در آن رعايت شده و زيبايي آن حتي بيشتر از زيبايي تقارن است. چون تقارن خسته كننده است (مثل ساختمانهاي سبك رنسانس).
در تالار اصلي دهانه توسط ستونها به سه قسمت تقسيم شده كه در وجود كالبدي القا كنندة زيبايي بصري و نشانگر ريتم است. در وجه سازهاي براي جلوگيري از رانش تاق از دو تاق عمود بر هم استفاده شده است. به جرأت ميتوان گفت اولين Void در معماري ايران در اين كاخ ديده شده است و همچنين اولين نيم اشكوب در معماري ايران در كاخ سروستان به اجرا درآمده است. اين كاخ داراي پيمون و هندسه و تناسبات است يا به عبارتي نمونة تناسب معماري پارتي است و عدم تقارن و در عين حال تعادل و تنوع فضايي در آن به چشم ميخورد.
در اين كاخ گوشهسازي سه كنج و نماندن را داريم. نما داراي پيل پوش است. يعني داراي نيمستونهاي چسبيده به ديوار است و كنگرههايي در دست انداز بام آن اجرا شده است. داراي دو ايوان، يكي طولي و يكي عرضي است. در تالار ستوندار، ستونها به صورت جفت اجرا شدهاند و مابين هر ستون نيم گنبد زده شده است. اين كاخ درونگراست و داراي فضاي خانگي است. ايوانها، تاقها و همچنين گنبدها از نظر ابعاد با هم متفاوتند و فضاها مشابه هم نيستند. در قسمت شمالي پلان فضايي به نام (دميه تاژ Demietage) با فرم مستطيل راديكال دو به حالت نيم طبقهاي سوار بر روي دو ستون است. براي جداسازي گنبد از بدنه از رغرهها استفاده كردهاند.
ويژگيهاي سازهاي بنا:
در بنا از گنبد يك پوسته (خاگي) با مقطع بيضي (چفد بيز) استفاده شده. گنبد آن آجري ـ سنگي بوده و بصورت رگچين و با گوشهسازي ترنبة فيلپوش ميباشد. سقف سفرهخانه نيز تاق آهنگ داشته و ديوارها تا گوشهسازي از سنگ لاشه است. از ستونهايي جفتي در بنا استفاده شده كه مابين هر دو ستون يك نيمگنبد كار شده است. دهانة گنبد 12.80 متر، ارتفاع گنبد از تيزه تا كف 20 متر و ضخامت ديواري كه گنبد بر روي آن نشسته بين 1 الي 2 متر ميباشد.
تحليل معماري كاخ سروستان:
نحوه ارتباط فضاها با يكديگر:

نسبت فضاهاي پر و خالي:

تناسبات:

جمعه ها مخصوص اقايون بود و ما بقي هفته در اختيار و قرق خانم . از يك ساعت قبل از اذان صبح بود كه بوق حمامي زده مي شد تا دم دماي غروب وقت بود تا خلق الله وسايل حمامشان را بريزند توي بقچه و راه بيفتند طرف حمام عمومي محل كه اب به تنشان بزنند يا اينكه ظاهرا حمام را براي شست و شو و نظافت تن مي ساختند اما سازندگان و معماران حمام بايد خيلي از كارردهاي ديگه رو هم در نظر مي گرفتند . ان زمان ها حمام محل تراشيدن موي سر رنگ كردن ريش و حجامت هم بود . خيلي از دختر پسنديدن ها خواستگاري و احتمالا مراسم حنا بندان هم در حمام اتفاق مي افتاد
روز عروسي خانواده عرو س و داماد به حمام دعوت مي شدند ودر عزا فك و فاميل نزديك فرد از دنيا رفته در روز پنجم سوگواري خانواده عزادار را به حمام مي بردند و عزا را در مي كردند
اين روزها نه كسي صداي بوق حمامي را مي شنود و نه كسي توي كوچه با بقچه حمام و لپ هاي گل انداخته ديده ميشود
شايد كمتر كسي بداند كه ايراني ها بيش از 3 هزار سال پيش توي شهر هايشان حمام عمومي داشته اند و احتمالا اولين حمام تاريخ را ............ پادشاه پيشدادي ايران ساخته است
حالا اينكه اسم اين پادشاه چي بوده را به عهده شما طرفداران وبلاگ مي گذارم ( جايزه هم يه كارت سوخت بنزين)
جواب سوال را هم در قسمت دوم مطلب مي دم
- معماري اکوتک
- معماري روبوتک
معماري اکوتک Eco Tech
رويکرد به زيست و اکولوژي يکي از گرايش هاي عمده معماران هايتک است. اين معماران طلايه دار استفاده از عوامل اقليمي و محيط زيست در ساختمان هستند. (سازگاري با محيط زيست) است
امروزه استفاده کردن از انرژي و صرفه جويي کردن يکي از دغدغه هاي مسائل جهاني است و براي همين منظور اجراي استانداردها و معيارهاي دائمي صرفه جويي در انرژي، تعيين وکنترل دقيق مصرف انرژي در ساختمان، امري حياتي به نظر مي رسد. اين معماري در اصل مفهوم معماري هماهنگ با طبيعت است.
از اصولي که در اکثريت کارهاي ارائه شده در اکوتک به نظر مي رسد، مي توان موارد زير را بيان کرد:
تهويه طبيعي با امکان جريان هوا از سقف، تهويه مطبوع از طريق پالايش شبانه و دميدن هوا از زيرکف، کنترل نور و نظاير اينها، استفاده کردن از منابع طبيعي زير زميني، استفاده کردن از انرژي منابع طبيعي همچون گرما، نور خورشيد، باد، انرژي گرمايي، آب باران.
نورمن فاستر يکي از معروفترين معماران سبک اکوتک است. طرح وي براي بازسازي راشيتاگ، پارلمان جديد آلمان در برلن در سال 1993 به عنوان برنده اول اعلام شد. فاستردرطرح خود يک شيشه اي به جاي گنبد تخريب شده پارلمان، در جنگ جهاني دوم، در نظرگرفت. اين گنبد از چند نظر جالب توجه بود: نخست آنکه در داخل گنبد دو رامپ مارپيچ قرار داردکه به سکوي فوقاني جهت تماشاي مناظر اطراف ختم مي شود و لذا مردم به صورت سمبليک بر بالاي سر نمايندگان خود صعود مي کنند. در هنگام شب گنبد از طريق تالار مجلس روشن ميشود و به صورت گنبدي نوراني مي درخشد، که نشانه اي از قدرت و توانايي پروسه مکراتيک در آلمان فدرال است. از نظر اقليمي در تابستان تهويه طبيعي تالار نمايندگان از طريق گنبد شيشه اي صورت مي گيرد و در زمستان همواي گرم تهويه شده از طريق گنبد شيشه اي باز يافت و مجددا مورد استفاده قرار مي گيرد و بالاخره آيينه هاي وسط گنبد روشنايي طبيعي و تصوير مردم ( خاستگاه قدرت ) را به تالار نمايندگان منعکس مي کند.
از موارد ديگر مي توان، پنجره هاي هوشمند جهت تهويه هوا، استفاده از سوخت تجزيه شونده بيوگاز جهت توليد برق بدون آلودگي، حرارت توليد شده در يک مخزن طبيعي آب گرم در زير ساختمان، آب سرد لايه هاي زير زميني جهت تامين سرمايش ساختمان، را نام برد.
معماري روبوتک Robo Tech
معماري روبوت و تکنولوژي ، استفاده از سازه هاي هوشمند ، دستگاههاي حس گر ، اين دستگاهها تغييرات محيطي را احساس کرده ومانند بدن به آن انعکاس مي دهند . طراحي خلبانان اتوماتيک با شرايط ايده آل داخل هواپيما.
غرفه آب تازه در هلند، 1997 م. معماران: گروه معماري NOX
اين موزه به صورت موزه آب شور Salt Water و آب شيرين Fresh Water طراحي شده است سرکش از شکنندگي وکشساني بدن انسان، بتن، فلز و انفعالات الکترونيکي و همچنين آب. طرح، در هم ريزي کامل جسم، محيط و فن آوري را نشان مي دهد و برمبناي ترکيب علوم کامپيوتري و معماري پايه ريزي شده است. شکل ساختمان از منحرف ساختن 14 بيضي به طول 65 متر به حالت معلق، حاصل شده است. در داخل بنا قدم زدن همچون افتادن است. کف سطوح افقي نيست و هيچ رجعتي هم به افق در آن به چشم نمي خورد.
حس گر ( سنسور ) هاي بکار رفته به شيوه اي فعل و انفعالي به عکس العمل بازديد کنندگان جواب مي دهند و متناسب با آنها فرماسيون مي شوند. استفاده کردن از سيستم صوتي که با ترکيب با نور و بروژکسيون هاي بي وقفه عمل مي کند. تمام حس گرها به CD - ROM هايي وصل اند که داراي شبيه سازهاي صوتي اند و مي توانند صدا را دگرگون و خم کنند و يا بشکنند. خود صدا نيز مي تواند تغيير مکان دهد
معمارانی که در اين زمينه آثار شاخصی دارند:
رنتزو پیانو- نورمن فاستر- سانتیاگو کالاتراوا -ریچارد راجرز-برنارد لاسوس-اینگن هوون- اوردیک- کالن - نیکلاس گریشماو- ایتسوکو هاسه گاوا
آثاري در اين زمينه:
در اسنRWEبرج
معماران : اینگن هوون،اوردیک،کالن
مشمتمل بر طرح جامع اسن
(ساخت مرکز اداری بلند مرتبه)


نمای دولایه ساختمان امکان پوسته خارجی شیشه ای که گردش هوا
هوادهی طبیعی را فراهم می آورد از درزهای هم تراز امکان پذیر است

گنبد رایشتاگ
معماران : فاستر و شرکا
نور و هوادهی و تهویه طبیعی
فرودگاه کانسای
معماران : رنتزو پیانو و شرکا
سقف موجدار یادآور موج دریا یا
گلایدری که به سبکی آماده رواز است
در عین وحدت فضا و ساختار

ایستگاه TGVفرودگاه لیون
معمار :سانتیاگوکالاتراوا
فرم اشاره وار (پرنده شکاری) تاکیدی بر
اهمیت احیاء شده اقتصادی وشهری لیون




نورگیری از سقف و استفاده از المانهای
نورگیری در نما و سازه